احترام کاغذی به بایدن!


به گفته الف؛ اندیشکده کوینسی در این گزارش با اشاره به فضای عمومی معادلات سیاسی در منطقه خاورمیانه در آستانه سفر «جو بایدن» به منطقه، به رئیس جمهور آمریکا اعلام می کند که بنا به دلایلی باید از اصرار بر این موضوع خودداری کند. از موضوعاتی مانند تشکیل اتحاد امنیتی منطقه ای علیه ایران (به اشکالی مانند ایجاد سپر هوایی یکپارچه در منطقه در برابر ایران) خودداری شود، زیرا تاکید بر چنین سیاستی حتی زودتر نشان داد که عواقب ناگواری برای آن به همراه خواهد داشت. خود آمریکا و متحدان منطقه ای اش.

کوئینسی در گزارش خود به طور خاص به بایدن توصیه کرد که هر چه زودتر در مسیر تعامل با ایران در معادله برجام قرار گیرد و از مذاکرات کاهش تنش بین ایران و عربستان سعودی در مورد مسائل منطقه حمایت کند. زیرا تاکید بر مواضع مخالف این گونه رویه ها هم در بعد منطقه ای و هم در بعد بین المللی آسیب جدی به همراه خواهد داشت.

اتاق فکر کوئینسی در این باره می نویسد:

جو بایدن رئیس جمهور آمریکا هفته آینده به عربستان سعودی سفر خواهد کرد. همان کشوری که در ابتدای ریاست جمهوری خود قول داده بود با آن به عنوان یک دولت «سرکش» و «غیر عادی» رفتار کند. برخی شواهد حاکی از آن است که به نظر می رسد وی قصد دارد در طول سفر خود به عربستان سعودی درباره طیف گسترده ای از تضمین های امنیتی برای پادشاهی سعودی، از جمله ایجاد یک چتر دفاع هوایی بحث کند. متأسفانه چنین رویه‌هایی از سوی دولت بایدن، عمق درگیری‌ها را در منطقه خاورمیانه افزایش می‌دهد و در عین حال بر شدت و پیچیدگی معادله هسته‌ای ایران می‌افزاید.

اگرچه این تدابیر امنیتی و «توافق ابراهیم» (توافق عادی سازی روابط بین کشورهای عربی و اسرائیل) به عنوان مؤلفه ها و عناصر ایجاد ثبات در منطقه معرفی و ترویج می شود، اما واقعیت اساسی این است که چنین رویه ها و سیاست هایی در صورت وجود ایران (به عنوان کشوری که اکنون از توان هسته ای قابل توجهی برخوردار است) همچنان خارج از بحث و چارچوب امنیتی خاورمیانه باقی می ماند و موقعیت ویژه این کشور را در نقطه مقابل اهداف مورد نظر در نظر نمی گیرد. و شدت و عمق بی ثباتی در خاورمیانه را افزایش دهد.

اگر هدف بایدن واقعاً ایجاد ثبات است، پس دولت او باید همه بازیگران منطقه ای مهم خاورمیانه را روی یک میز بیاورد. علاوه بر این، واشنگتن باید فعالانه از روند مذاکرات کاهش تنش بین ایران و عربستان سعودی که اخیراً با دقت بیشتری رصد شده است، حمایت کند و حتی در این چارچوب نقش کاتالیزوری داشته باشد.

اگر بایدن و دولت او مایل به ادامه و حفظ رویکردهای فعلی خود در منطقه خاورمیانه باشند، این موضوع در نهایت منجر به انزوای ایران و البته بی ثباتی کل منطقه خواهد شد. مشکلی که ریشه در چند دلیل مهم دارد.

اول، ایران در مواجهه با جبهه آمریکا، اعراب و اسرائیل، احتمالا تلاش خواهد کرد تا اهرم خود را افزایش دهد. مشکلی که جلوه های اصلی خود را در توسعه برنامه هسته ای کشور، سرمایه گذاری های اضافی در محور مقاومت و اجرای اقدامات دیگری که می تواند نفوذ و قدرت منطقه ای تهران را افزایش دهد، نشان خواهد داد.

علاوه بر این، این استراتژی اصلاً جدید نیست. تاکنون، به‌ویژه جهان غرب بارها شاهد بوده است که استراتژی منزوی کردن ایران می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. در دوران ریاست جمهوری ترامپ، دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به تسلیم: از توافق برجام خارج شد و «کمپین فشار حداکثری» (به ویژه در بعد اقتصادی) را علیه ایران، فرمانده سابق قدس سرلشگر قاسم تحمیل کرد. سلیمانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمان های تروریستی آمریکایی قرار گرفتند. مجموعه اقدامات غیرمنطقی و تهاجمی دولت ترامپ علیه ایران منجر به افزایش 400 درصدی حملات علیه سربازان آمریکایی در عراق توسط نیروهای مقاومت محور شده است.

ثانیاً خروج آمریکا از چارچوب توافق برجام نتیجه معکوس داشت و نه تنها ایران را وادار به تسلیم کرد، بلکه ایران را مجبور کرد بر شدت فعالیت‌ها و پیشرفت‌های هسته‌ای خود و حتی در پاسخ به یاغی‌های طرف‌های غربی بیافزاید. ، از انجام بازرسی های منظم از تاسیسات هسته ای خود توسط بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی جلوگیری کرد. از این منظر، تنها راه حل مشکل معادله هسته ای ایران، احیای توافق برجام و استفاده از دیپلماسی در این زمینه است. موضوعی که نه تنها موجب صلح و ثبات منطقه ای و بین المللی می شود، بلکه حافظ منافع غرب و متحدان آن نیز می باشد.

نه تنها رویارویی های پنهان و جنگ در سایه ایران و اسرائیل می تواند به جنگی گسترده و تمام عیار ختم شود، بلکه بسته شدن پرونده برجام و اعلام مرگ وی می تواند منجر به رقابت هسته ای شود که در آن متحدان منطقه ای … ایالات متحده مانند عربستان سعودی. این شامل عربستان سعودی نیز می شود. مشکلی که عواقب ناگواری برای منطقه و جهان خواهد داشت.

سوم، ایجاد یک محور جدید عربی-اسرائیلی-آمریکایی احتمالاً روند کاهش تنش بین ایران و عربستان سعودی را تضعیف خواهد کرد. عربستان سعودی و ایران در سال 2016 در پی اعدام «شیخ نمر» روحانی برجسته شیعه سعودی توسط رژیم سعودی و اعتراضات گسترده در ایران بر سر این موضوع، روابط دوجانبه خود را قطع کردند. با این حال، تهران و ریاض تاکنون پنج دور مذاکرات مستقیم دیپلماتیک به میزبانی عراق برای حل اختلافات دوجانبه و مناقشات منطقه ای برگزار کرده اند. ادامه این مذاکرات ممکن است باعث ایجاد ثبات در منطقه شود، اما تشدید فعالیت محور عربی، اسرائیلی و آمریکایی در منطقه در نقطه مقابل این موضوع قرار دارد و می تواند تنش های منطقه ای و چشم انداز ثبات را افزایش دهد. و امنیت در منطقه است. تخریب اگر آمریکا واقعاً خواهان ثبات در منطقه است، باید موضعی واقع بینانه اتخاذ کند و به ایران و عربستان سعودی اجازه دهد تا روند تنش زدایی را در روابط دوجانبه خود به شکلی سازنده ادامه دهند.

اما کنگره آمریکا سیاست و رویه درستی را در این زمینه اتخاذ نکرده است. اخیرا کنگره آمریکا لایحه قانونی را تصویب کرد که عملا گامی در جهت اجرای پیشنهاد ایجاد سپر دفاع هوایی در منطقه برداشته است. این لایحه از پنتاگون می خواهد تا توان دفاع موشکی و دفاع هوایی متحدان منطقه ای آمریکا در خاورمیانه (برای مقابله با ایران) را یکپارچه کند. این لایحه همچنین به گفته وی با هدف احیای ساختار امنیتی قدیمی و ناقص خاورمیانه است. در مجموع، این لایحه به دنبال تبدیل دولت های عربی به یک محور ضد ایرانی در منطقه و تداوم چرخه درگیری و تنش منطقه ای است.

این لایحه همچنین از مالیات دهندگان آمریکایی می خواهد که بیشتر از پرداخت های خود را صرف تقویت دفاع ملی عربستان سعودی کنند. و این در حالی است که سعودی ها اخیرا هیچ اقدامی برای افزایش تولید نفت به ویژه در بحبوحه جنگ اوکراین انجام نداده اند تا هزینه انرژی در بازارهای جهانی را کاهش دهند. مشکلی که تقریباً به ضرر آمریکا تمام شد و نرخ تورم را در این کشور به طور بی سابقه ای افزایش داد.

مواضع دولت بایدن که مدام از حمایت از ثبات در خاورمیانه صحبت می کند، روی کاغذ قابل احترام است، اما این دولت نیز مانند دولت های قبلی آمریکا، سیاست بیهوده ای را در قبال بازیگران تئوریک منطقه ای عربستان دنبال می کند. ، به اوج کوته فکری این دولت می رسد و تنها به تشدید تنش با ایران ختم می شود.

کاخ سفید باید با وارد شدن به دیپلماسی با تهران و در عین حال از مذاکرات دوجانبه بین تهران و ریاض حمایت کند. تنها از این طریق است که روند برقراری ثبات در منطقه خاورمیانه آغاز خواهد شد.