جلایی پور: نیروهای جامعه مدنی و دولت باید به دنبال پیشنهادهای سودمند متقابل باشند


جلسه معاونت اجتماعی-اقتصادی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه با سخنرانی حمیدرضا جلای پور استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران با عنوان «تفسیر و تبیین قیام اعتراضی» در روز چهارشنبه 4 آبان 1401 برگزار شد. “. طی دو ماه گذشته.”

به گزارش دریافتی انصاف نیوز، دکتر جلای پور گفت: «این یک قیام گسترده، طولانی مدت و طبقاتی است که بسیاری از شهرها را فرا گرفته است. جوانان و زنان بخش فعال این اعتراضات هستند. اعتراضات دانشجویی نسبت به اعتراضات قبلی گسترده تر است. در آغاز سال تحصیلی، اعتراضات دانشجویی در صدها دانشکده وجود داشت.

بازتاب این اعتراضات در فضای مجازی گسترده تر از اعتراضات قبلی بود. حمایت بیگانگان به ویژه مقامات و سلبریتی های غربی از این اعتراضات قابل مقایسه با جنبش های قبلی نیست. ایرانیان خارج از کشور هرگز از چنین اعتراضات داخلی حمایت نکرده اند.

رسانه های ماهواره ای خارجی با حمایت عربستان سعودی در این اعتراضات اهداف خود را دنبال کردند. در این اعتراضات، آنها سعی می کنند سه سازمان فراموش شده و تروریستی دهه شصت را ببینند – سازمان، مجاهدین خلق، حزب کومله و دموکرات ها در مناطق کردنشین.

سؤال این است که چگونه می توان این قیام مردمی را تفسیر و تبیین کرد؟ چرا مرگ جانک مهسا منجر به این قیام عمومی شد؟ و چه شرایطی در انتظار ایران است؟ و چه می توان کرد؟

هدف از این اعتراضات

این استاد دانشگاه تهران در تحلیل این اتفاقات گفت: ابتدا تعابیر معنایی استفاده شده را توضیح می دهم و سپس از تعبیر مورد نظر استفاده می کنم تا بتواند این قیام گسترده اعتراضی را بهتر توضیح دهد.

در هفته اول با «عزاداری ملی» در رابطه با درگذشت مهسا مواجه شدیم. مرگ مهسا (مرگی که در گشت ارشاد ناروا رخ داد) در سوگ بسیاری از خانواده های ایرانی که هر کدام مهسا را ​​در خانه داشتند – عزاداری ملی کردند.

پس از آن و در ادامه اعتراضات گفته می شود که در ایران «قیام ملی» در حال وقوع است. چرا که با اعتراضاتی مواجه بوده ایم که علاوه بر اعتراضات مدنی زنان و جوانان، بخشی از اعتراضات ناشی از خشم معترضان بوده و به دلیل عصبانیت معترضان به فحش دادن و یا آتش زدن سطل های زباله پرداخته اند. با این حال، تعبیر قیام ملی دقیق نیست، اگرچه رگه هایی از واقعیت در آن وجود دارد. زیرا شورش ها به سرعت بالا و پایین می شوند و این اعتراضات شصت روز است که ادامه دارد.

بنابراین به یک معنا، این اعتراض ملی حاکی از آن است که ایران با یک «جنبش اجتماعی ملی» مواجه است. این جنبشی است که می خواهد یک زندگی داوطلبانه و آزاد را از حکومتی که شیوه زندگی مطلوب را به جامعه تحمیل می کند و به دولت می گوید در زندگی ما دخالت نکند، پس بگیرد. البته در بیست سال گذشته کمپین های مسالمت آمیز و جنبش های مبتنی بر سبک زندگی در جامعه ما وجود داشته است، مانند جنبش زنان و جوانان. اما این جنبش ها با مرگ مهسا قدرتمندتر و گسترده تر شد. این چهره جنبش حجاب در میان زنان هویدی است. حتی یک زن 80 ساله در خیابان روسری خود را برمی دارد.

البته برخلاف ارزیابی فوق گفته می‌شود که جنبش‌های اجتماعی تا حدودی گفتمان‌ها و مطالبات خاص، سازمان‌ها و شخصیت‌های دیرینه دارند. مثلاً جنبش سبز چنین جنبشی بود، رهبر، گفتمان و تشکیلات داشت. اما در قیام اعتراضی مهسا با مجموعه ای از مطالبات متنوع (از مخالفت با گشت ارشاد تا تقاضای تغییر ساختار سیاسی) مواجه بودیم و چون تشکیلات این جنبش ناشناخته بود و دارای شبکه های افقی و مویرگی بود و مشخص نیست. رهبر، از این اعتراض. عموم مردم به جای جنبش اجتماعی، «جنبش اجتماعی جدید» را مشابه جنبش سراسری دهه 1960 در فرانسه می نامند.

تعبیر معنای قسمت دیگر به کار رفته این است که می گویند ایران با اعتراضات مهر و آبان 1401 وارد «حالت انقلابی» شد. البته اگر منظور از وضعیت انقلابی این است که برخی از معترضان خیابان خان خواهان تغییرات ساختاری در دولت هستند، این درست است. اما حداقل به سه دلیل می توان گفت که جامعه ایران هنوز با وضعیت انقلابی مواجه نشده است – مگر اینکه بعداً اتفاق بیفتد. اولاً انقلاب در شرایطی رخ می دهد که دولت در جامعه دست نشانده است. درست است که جمهوری اسلامی ایران با کمبود مشروعیت، کارآمدی و رانت خواری مواجه است، اما حکومتی جعلی نیست و قابل مقایسه با حکومت پهلوی در سال 57 نیست. در سال 57 فقط شاه و فرح و سگشان از نیروگاه باقی ماندند، همه مردند. اما جمهوری اسلامی دارای ارکان امنیتی است و می تواند پایگاه مردمی خود را حفظ و حتی بسیج کند.

دلیل دوم انقلابی نبودن وضعیت این است که بسیاری از بخش‌های عمده شهرها به نیروهای مخالف و آلترناتیو علیه دولت دروغین اعتماد و تکیه دارند. بنابراین در سال 57 بود که امام به عنوان رهبر انقلاب و یارانش، سنجابی به عنوان رئیس جبهه ملی و بازرگان به عنوان رئیس نهضت آزادی و متفکران مذهبی با هم نامه ای امضا کردند و گفتند که شاه برود و بسیاری از مردم به این رویارویی اعتقاد و امید داشتند. در ایران 1401 چنین اپوزیسیون مورد اعتمادی وجود ندارد.

دلیل سوم این است که در شرایط انقلابی، بخش‌های اصلی شهرها به انقلاب می‌پیوندند. در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد. در حال حاضر حدود هفتاد درصد مردم با وجود نارضایتی از مقامات، امیدی به نیروی مخالف مدعی خود ندارند و به اعتراضات جوانان و زنان نپیوسته اند.

نتیجه هشت حرکت

وی در بخشی دیگر از تحلیل خود از اتفاقات اخیر گفت: اگر قیام اعتراضی اخیر انقلابی نیست، پس دامنه و مدت این قیام اعتراضی برای چیست؟ به نظر من با مرگ ماچسا و حضور چهار عامل (که در قسمت توضیحات توضیح خواهم داد) قیام اعتراضی 1401 با فعال شدن چند جنبش اجتماعی به طور همزمان شکل گرفت و به همین دلیل است که ما با اعتراضی گسترده و طولانی مواجه هستند. به همین دلیل در کتاب «جامعه شناسی سیاسی ایران» درباره «جنبش جامعه» ایران صحبت کردم و هر یک از این جنبش ها را توضیح دادم. مرگ مهسا حداقل هشت جنبش را در ایران فعال کرد که عبارتند از: جنبش جوانان، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش اصلاحات، جنبش صنفی و جنبش عدالتخواه (کارگران، معلمان و بازنشستگان). جنبش دوستداران محیط زیست و جنبش ایرانیان ناراضی که نمی توانند با آرامش به ایران سفر کنند.

مواجهه با این جامعه ناراضی، مطالبه گر و پویا، جریانی سرسخت و متوهم است که به جای باز بودن، نماینده و پاسخگو بودن در برابر جامعه و به جای توسعه جامعه، برای خویشتن داری تلاش می کند، برای مهندسی فرهنگی و اقتصاد بسته و ضد محیط زیست تلاش می کند. . جامعه ناراضی و انقلابی ایران با درگذشت مهسا سیلی محکمی به این جریان سرسخت و متوهم که همه چیز دارد زد.

تبیین و تحلیل این قیام اعتراضی

جلای پور در تحلیل علت شروع این اعتراض گفت: به نظر من چهار عامل در ایران باعث مرگ مهسا شد تا جامعه ایران را با این قیام اعتراضی که حاصل هشت حرکت بود، مواجه کند.

اولین عامل که عامل قدیمی است، انقلاب مهندسی-فرهنگی از بالا توسط دولت است. چهار دهه است که حکومت فقط می خواهد سبک ها و ارزش های خود را به جامعه القا کند، بدون اینکه موظف به مطالعه پیامدهای آن باشد. مثلاً چهل سال است که حکومت به حجاب اجباری، علوم دینی، سبک زندگی و مدارس دینی بدون توجه به نتیجه کارشان مشغول است. 40 سال از تحمیل حجاب بر جامعه می گذرد و اکنون در صدد تحمیل این سبک زندگی است. این عامل باعث ایجاد نارضایتی در جامعه می شود.

عامل اول همیشه وجود داشته، اما سه عامل دیگر در دهه اخیر فعال تر شده اند و به نظر من اگر هر کدام از این عوامل نبود، جامعه ایران با اعتراضاتی به این بزرگی مواجه نمی شد.

عامل دوم، اشتباه بزرگ بلوک قدرت در اتحاد قدرت بود. هر چه حکومت از نظام جمهوری خواهی فاصله گرفت و بسته تر شد، جامعه پروتستانی تر شد. پس از سازماندهی انتخابات 1400، حکومت ایران بیشتر به اقلیت و بی دفاع تبدیل شد.

عامل سوم بحران اقتصادی است. ده سال است که رشد اقتصادی تقریباً صفر داریم، رفاه مردم کاهش یافته، طبقه متوسط ​​30 درصد کوچک شده و فقر گسترش یافته است. لذا در این اعتراضات با شهروندانی ناآرام، سرکش و معاند مواجه می شویم و خشم آنان را از اعتراضات مشاهده می کنیم.

عامل چهارم، سیاست خارجی پرهزینه کشور است. این سیاست خارجی ایران را با تحریم های عظیم و دائمی مواجه کرده است. تعامل اقتصادی ایران با دنیا نه در راستای توسعه کشور، بلکه در راستای مجازات شبکه های فساد بود. این سیاست خارجی دشمنی فعال برای ایران ایجاد کرده است. در گذشته مشکل منطقه عربی و اسرائیل بود، اکنون مشکل عربستان و ایران است و عربستان با رسانه ها و موشک های ماهواره ای دشمنی خود را آشکار می کند. سیاست خارجی نادرست ما در جنگ پوتین با اوکراین، خصومت آلمان، انگلیس و فرانسه با ایران را تشدید کرده است.

هر یک از عوامل فوق اگر نبود، بر شدت اعتراضات تأثیر می گذاشت.

کجا می رویم

وی درباره آینده گفت: نمی‌توان درباره آینده جامعه ایران بدون ابهام صحبت کرد. اما با توجه به طرح تحلیلی فوق می توان از پیدایش سه موقعیت در ایران صحبت کرد. یکی از آنها این است که مقامات ایرانی باید با سیلی محکمی از جامعه ناراضی، تسلیم تغییرات و اصلاحات در سیاست داخلی و خارجی شوند. نشانه‌هایی از تغییر در رفتار حلقه‌های بیرونی قدرت وجود دارد، اما در سیاست هسته‌ی قدرت تغییری رخ نداده است.

وضعیت دوم تداوم وضع موجود است. یعنی دولت باید جامعه را کنترل کند و جامعه هم باید به مقاومت و اعتراض ادامه دهد. البته نتیجه چنین وضعیتی یک دولت و جامعه ضعیف است. در حالی که طبق سند چشم انداز بیست ساله، ایران اولین کشور پیشرفته منطقه می شد. اکنون امارات اولین قدرت اقتصادی منطقه است.

وضعیت سوم، احتمال ورود ایران به یک موقعیت انقلابی با توهم باقی ماندن جریان اصلی و از دست رفتن امکان اصلاحات است. اما همانطور که گفتم ایران از وضعیت انقلابی فاصله دارد و دولت مصمم است در برابر انقلاب ایران مقاومت کند. بنابراین در چنین شرایطی به جای ظهور و پیروزی انقلاب، ایران ممکن است به تدریج با روند طولانی ناامنی و فقر مواجه شود.

چه باید بکنیم

این استاد دانشگاه تهران و فعال سیاسی اصلاح طلب در پایان گفت: وضعیت خطرناک کنونی تظاهرات در ایران نباید مانند صدا و سیما که آن را اغتشاش یا خلق دیگران می نامند، توسط ما تامین شود. دولت باید هرچه زودتر بفهمد که بدون کمک جامعه مدنی نمی تواند چهار عامل بحران ذکر شده را حل کند. بدون گشایش سیاسی و انتخابات سالم، مطبوعات آزاد و احزاب و انجمن های سیاسی، کمک جامعه مدنی غیرممکن است. نمی توان کشوری را با چند نفر مطالبه گر و نادان اداره کرد. بیست سال است که هیچ راه حل ضمنی برای مشکلات جامعه وجود ندارد. کارشناسان، منتقدان، اقتصاددانان، جامعه شناسان و… برای مسائل مختلف راه حل های مختلفی ارائه کرده اند. اما تا زمانی که بلوک تمایل به تغییر را نشان ندهد، درمان صورت نخواهد گرفت.

برای جامعه مدنی و نیروهای دولتی مصلحت است که به دنبال پیشنهادهای سودمند متقابل باشند. تداوم مقاومت سخت دولت و مردم یک وضعیت باخت و باخت است زیرا اقتصاد ایران در حال ضعیف شدن است. وضعیت انقلابی یک وضعیت باخت و باخت است زیرا دولت مقاومت می کند و جامعه آسیب می بیند. وضعیت پذیرش اصلاحات و انتخاب های سالم یک وضعیت برد-برد است. زیرا هر دو به جای مخالفت با دولت و جامعه به سمت توسعه کشور حرکت می کنند. و این هفتاد درصد ساکت جامعه امید می یابند.

انتهای پیام