زیباکلام: دولتمردان از اعتراضات تعجب کردند. نه طرفداران رژیم و نه اپوزیسیون فکر نمی کردند جامعه تا این حد نسبت به گشت ارشاد حساس شده باشد.


اگر همه چیز به خوبی تمام شود و از فردا اوضاع آرام شود، سؤال بعدی این است که فوران بعدی چه زمانی رخ می دهد؟ اینها سوالات مهمی هستند که سیستم باید از خود بپرسد.

جواد مرشیدی در خبرآنلاین نوشت: موضوع اعتراضات همچنان در دستور کار نخبگان سیاسی کشور است. دلایل بی توجهی مسئولان به خشم مردم از وضعیت موجود، مطالبات معترضان، ترکیب معترضان و دلایل حضور دهه 80 در تظاهرات، آنچه باید مورد توجه مقامات سیاسی در روابط با معترضان، نقش و نگرش نخبگان به اعتراضات و نحوه برخورد با معترضان یکی از سوالات محافل فکری و سیاسی است. اخبار آنلاین او در گفت و گو با صادق زیباکلام به بررسی آنها پرداخت.

آیا اعتراضات به این بزرگی و گستردگی قابل پیش بینی بود؟

اگر کسی به من بگوید که بعد از حادثه 31 شهریور با ژینا (مهسا امینی)، اعتراضات حدود یک ماه ادامه خواهد داشت و به تدریج تمام دانشگاه ها و دبیرستان ها را در بر می گیرد، می گویم اشتباه کردید، چند روز دیگر اعتراضات ادامه خواهد داشت. متوقف شود و این مسئله از اول ماه حل می شود، یعنی باز شدن دانشگاه ها و مدارس. خیلی ها اصالت گفتن این جمله را ندارند! و همیشه می گویند معلوم بود که تظاهرات ادامه خواهد داشت و … اما این حجم از اعتراضات همه اعم از دولتمردان و دولت و مجلس و قوه قضائیه و … را شگفت زده کرد.

دلیل تعجب دولت چیست؟

متأسفانه برای سیستمی که اول مهر را زد، اگر این حادثه در اوایل شهریور اتفاق می افتاد، دانشگاه ها و مدارس تعطیل می شد و اعتراضات محدود به مردم می شد. اما اگر یکی به من می گفت که دانشگاه های ما چنین نقشی را ایفا می کنند، من می گویم اشتباه می کنید، زیرا دانشگاه چند سالی است که کاری انجام نمی دهد. بعد از سال 1387 خوابگاه های زیادی بین دانشجویان متاهل توزیع کردند و آنها را در تهران پراکنده کردند، همچنین سعی کردند خوابگاه ها را در شهرهای بزرگ محدود کنند، بنابراین فکر کردم که آب در دانشگاه ها گرم نمی شود.

اما یک چیز دیگر؛ اطلاعاتی از مشارکت دانشگاه های آزاد در اعتراضات در دست نیست. دانشگاه آزاد در اعتراضات سال ۱۳۸۷ شرکت نکرد، از زمان آقای دکتر جاسبی، تشکیلات دانشگاه حداقل امکانات را برای فعالیت دانشجویی فراهم کرده است. نه اساتید و نه دانشجویان حوصله رسیدگی به مسائل سیاسی را نداشتند. از سوی دیگر، با پرداخت شهریه دانشجویان، محافظه کارتر شدند. اما به موازات دانشگاه های دولتی و سراسری، واحدهای مختلف دانشگاه های آزاد نیز معترض هستند. موضوع دیگر این است که نه رژیم و نه اپوزیسیون داخلی و خارجی شک نداشتند که افکار عمومی تا این حد نسبت به گشت ارشاد حساس باشد. زنان و دختران باید آن را توضیح می دادند. این حساسیت و نفرت از گشت رهبری به اندازه اعتراضات دانشجویان و دانشگاه آزاد غیرقابل پیش بینی بود. این مسائل چندان مورد توجه قرار نگرفته است، اما نمی خواهم مشکلات اقتصادی را نادیده بگیرم.

خواسته های معترضان چه بود؟

سوخت و مهمات این اعتراضات نارضایتی اجتماعی بود. این اعتراضات دو ستون بسیار قوی داشت: ستون اول زنان و دختران و ستون دوم شامل دهه هشتاد. چه موافق نظام باشیم چه مخالف نظام، موافق یا مخالف این تظاهرات، واقعیت این است که در این چند هفته دو عنصر وجود دارد: یکی نفرت از گشت ارشاد و دیگری نفرت از گشت ارشاد. ثانیاً نفرت از دهه 80 که نه نان آور خانه هستند، نه متاهل و نه فداییان برجسته. یعنی با وجود مشکلات اقتصادی، در دهه 80 هیچ مشکل اقتصادی وجود نداشت.

پس چه شد که دهه هشتاد به این شکل در خیابان ها ظاهر شد؟

ناامیدی سیاسی و اجتماعی باعث چنین اتفاقی شد. دهه 80 هیچ آینده ای نمی بیند، هیچ نوری در انتهای تونل مرتبط با رفتن به دانشگاه، فارغ التحصیلی و تشکیل خانواده نیست. به همین دلیل معتقدم شرایط فعلی نشان می دهد که تربیت دینی در دبیرستان از طریق آموزش و پرورش و صداوسیما موثر نبوده است. مسئولان نظام باید از خود بپرسند که با دهه 80 می خواهند چه کنند؟ علاوه بر این، اگر جو آرام شود، آیا سیستم فکر نمی کند که تمام شده است؟ یا باید فکر کند که چند سال دیگر دهه نود در انتظار اوست؟ بنابراین، اگر همه چیز خوب پیش برود و وضعیت فردا آرام شود، سؤال بعدی این است: فوران بعدی چه زمانی رخ می دهد؟ اینها سوالات مهمی هستند که سیستم باید از خود بپرسد. علاوه بر این، معتقدم در صورت کودتا، ما ناراضی تر خواهیم شد.

اصولگرایان معتدل معتقدند که تغییر برای بقای نظام ضروری است.

برخورد دولت با این معترضان را چگونه می بینید؟

مقامات ارتش به دو راه برای مقابله با حوادث اخیر فکر می کنند: یکی واکنش رادیکال و سریع، مشابه آنچه در نوامبر 2018 رخ داد، و ظرف 2 تا 3 روز موضوع با تعداد زیادی تلفات و دستگیری حل شد. شاید برخی از مسئولان می گویند ما زیاد صحبت می کردیم و نباید موضوع را به اینجا می رساندیم. گروهی دیگر از نحوه انجام کارها در نوامبر 2018 انتقاد می کنند و اینکه چنین معاملاتی مشکل را حل نکرده و با عبارات مختلف و با نامی دیگر آغاز شده است. از این رو این جلسه اعتراض دیگری را در پی نداشت. شاید در صورت ادامه و تشدید اعتراضات به خشونت تبدیل شود. به همین دلیل، معتقدم که مسئولان به دلیل نبود «چه باید کرد» تا حدودی سردرگم شده اند.

رفتار مسئولان یا نیروهای اصولگرا و معتدل را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی از مسئولان درباره آخرین موارد صحبت نکردند، من نشنیدم خیلی از نخبگان اصولگرا موضع خود را اعلام کنند. تنها کسانی که نظر می دادند عده ای از ائمه جمعه و ائمه جماعت بودند و بقیه غیر از آنها اظهار نظر نمی کردند. اگر کسی از من بپرسد که چرا بخش قابل توجهی از مسئولان اصولگرا اظهار نظر نکرده‌اند، پاسخ می‌دهم به این دلیل است که در خلوت می‌گویند باید کاری انجام دهیم و تغییراتی ایجاد کنیم. اصلاح طلبان به کنار! چون منتقد بودن آنها قابل درک است اما معتقدم بسیاری از اصولگرایان معتدل و معتدل برخورد سخت را درست نمی دانند و معتقدند برای بقای نظام باید تغییراتی صورت گیرد.

نقش نخبگان را در این شرایط چگونه ارزیابی می کنید؟

نقش نخبگان این بود که عموماً می گفتند نظام باید درست رفتار کند. به عنوان مثال حدود سه هفته پیش دکتر مقیمی رئیس دانشگاه که از اصولگرایان تندرو است از حدود 90 استاد دعوت کرد که از جمله آنها وزیر اقتصاد و دارایی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس کل بانک مرکزی آقای ظریف، خانچی وزیر امور خارجه، شهردار تهران، نماینده رهبری در شورای عالی انقلاب فرهنگی، نماینده رهبری در دانشگاه تهران و آقای حداد عادل ط. .. معرفی شدند. علاوه بر 3 نفری که سخنان معمول را مطرح کردند، بقیه از سیاست های کلان نظام اعم از اقتصادی و سیاست خارجی و همچنین نحوه برخورد با اعتراضات انتقاد کردند. معلوم بود که همگی با رژیم همدردی می کردند و هیچ کدام طرفدار سرنگونی آن نبودند. بنابراین به نظر من نخبگان از کار نظام ناامید هستند.

با توجه به تجربه ای که داشته اید، اکنون چگونه این بحران را حل می کنید؟

این عقیده قطعاً از سوی برخی از مسئولان جمهوری اسلامی وجود دارد که اگر تغییر و امتیاز بدهیم عقب نشینی تلقی می شود و جوانان و دانشجویان پرخاشگرتر می شوند که البته این نظر اشتباهی است. من معتقد نیستم که اگر چیزی را تغییر دهیم کشور فرو می ریزد، معتقدم اگر تغییرات و اصلاحات را انجام ندهیم نظام در خطر فروپاشی قرار می گیرد.

انتهای پیام